مقایسه ی بهزیستی روان‌شناختی زنان 40-20 ساله مبتلا به ام اس و افراد سالم
پذیرفته شده برای پوستر XML
نویسندگان
1دانشجو
2دانشگاه شهرکرد
3دانشگاه اصفهان
چکیده
مقدمه: بیماری مولتیپل اسکلروزیس یا ام. اس. (multiple sclerosis)، یکی از بیماری‌های مربوط به اختلال میلین سیستم عصبی مرکزی (مغز و نخاع) محسوب می‌شود. وقوع بیماری ms در افراد جوان، باعث افزایش مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی برای بیمار، خانواده و جامعه می‌شود. پژوهش مدنی و همکاران(1387) نشان داد که بیمارانی دارای علایم جسمی، خستگی و گرفتگی عضلات هستند عزت نفس کمتری در مقایسه با سایر بیماران دارند(1). بیماری، استقلال و توانایی فرد را برای شرکت مؤثر در خانواده و جامعه، تهدید می‌کند و بیمار را به سوی احساس فقدان شایستگی و اطمینان از خود، سوق می‌دهد و اطمینان فرد، از بدن و سلامتی و ی مخدوش می‌شود(2) در دهه‌ی اخیر، گروهی از پژوهشگران حوزه سلامت روانی تحت تاثیر از روان‌شناسی مثبت‌نگر، رویکرد نظری و پژوهشی متفاوتی برای تبیین و مطالعه این مفهوم برگزیده‌اند. آنان سلامت روانی را معادل کارکرد مثبت روان‌شناختی، تلقی و آن را در قالب اصطلاح "بهزیستی روان‌شناختی" مفهوم‌سازی کرده‌اند. این گروه نداشتن بیماری را برای احساس سلامت کافی نمی‌دانند، بلکه معتقدند که داشتن احساس رضایت از زندگی، پیشرفت بسنده، تعامل کارآمد و مؤثر با جهان، انرژی و خلق مثبت پیوند و رابطه مطلوب با جمع و اجتماع و پیشرفت مثبت، از مشخصه‌های فرد سالم است (3). پژوهش حاضر با هدف مقایسه‌ی بهزیستی روان‌شناختی در زنان 40- 20 ساله مبتلا به ام اس و افراد عادی شهر اصفهان صورت گرفت.
روششناسی: بدین منظور 30 نفر از زنان مبتلا به ام اس مراجعه کننده به کلینیک ام. اس. بیمارستان کاشانی اصفهان، با درجه بیماری صفر تا 5/4، میانگین مدت بیماری2+-8 سال و دامنه ی سنی 20 تا 40 سال با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای و 30 نفر از زنان غیر مبتلا به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از آزمون بهزیستی روان‌شناختی استفاده شد. داده‌های به دست آمده با روش تحلیل واریانس چند متغیره(Manova) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد بین بهزیستی روان‌شناختی زنان مبتلا به ام اس و زنان سالم، تفاوت معنادار وجود دارد و در خرده مقیاس‌ها نیز در سه بعد هدف داشتن، ارتباط اجتماعی و رشد فردی، بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد.
بحث و نتیجهگیری: با توجه به داده‌های به دست آمده می‌توان نتیجه گرفت، در زنان سالم در سه بعد هدف داشتن، ارتباط اجتماعی و رشد فردی افراد سالم وضعیت بهتری داشته‌اند.
کلیدواژه ها