تاثیر برنامه آمادگی هوازی تطبیقی روی سطح حساسیت اضطرابی دانشجویان دختر
پذیرفته شده برای پوستر XML
نویسندگان
دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
چکیده
مقدمه:
حساسیت اضطرابی یک عامل خطر برای اختلالات اضطرابی مانند اختلال ترس و دیگر مسائل مانند اختلالات مصرف مواد و درد مزمن است. تحقیقات نشان می دهد تلاش برای افزایش فعالیت بدنی افراد در در معرض خطر، از جمله این اختلال، نباید منحصرا بر فواید ورزش متمرکز شود بلکه باید چرایی کمتر ورزش کردن آنان را هدف قرار دهد. اکثر ورزش ها ( شنا، دویدن)، احتمالا نشانه های فیزیولوژیکی مربوط به اضطراب (افزایش ضربان قلب، نفس زدن ) را افزایش می دهد. لذا هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر ده هفته برنامه آمادگی هوازی تطبیقی روی سطح حساسیت اضطرابی دانشجویان دخترکارشناسی بوده است.
روش شناسی:
این مطالعه نیمه تجربی با مدل آزمون-پس آزمون با گروه کنترل طراحی شده بود. 25آزمودنی (میانگین سنی: 2/4±20/3 سال) با حساسیت اضطرابی بالا، به طورتصادفی در گروه مداخله ( 13 نفر) و کنترل (12 نفر) تقسیم شدند. تمامی آنها واحد تربیت بدنی را در نیم سال اول 96-1395 در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان انتخاب کرده بودند. سطح حساسیت اضطرابی افراد به وسیله پرسشنامه تجدید نظر شده حساسیت اضطرابی (تیلور و کوکس- 1998) به شکل خود اظهاری 34 سوالی، قبل و بعد از مداخله ( بدون تأخیر) ارزیابی شد. گروه کنترل برنامه های معمول درس تربیت بدنی را طبق زمانبندی گروه مداخله اجرا کردند. برنامه آمادگی هوازی با سطح استقامت هوازی تک تک افراد که به وسیله آزمون آمادگی پیاده روی راکپورت اندازه گیری شده بود، تطبیق داده شد. برنامه تمرینی به مدت ده هفته در دو جلسه یک ساعته در هفته اجرا کردند. محتوای برنامه شامل ست های اینتروال تمرینات هوازی، دویدن و استپ بود. شدت تمرینات هفتگی از %25 آستانه بی هوازی تا%85 تدریجاً افزایش یافت. تعداد ضربان قلب در حین تمرین با ضربان قلب سنج بیورر (PM90) کنترل شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری نانپارامتریک ( یو من ویتنی و کروسکال والیس) در سطح اطمینان 95 درصد با نرم افزار SPSS,20 ، تحلیل شد.
نتایج:
نتایج حاصله نشانگر کاهش حساسیت هر دو گروه بود؛ اما در مقایسه با سطح اولیه ، میزان کاهش گروه کنترل معنی دار نبود. بنابراین کاهش در سطح حساسیت اضطرابی مربوط به برنامه آمادگی هوازی تطبیقی بود. شاخص ترس از نشانه های قلبی- تنفسی در مقایسه با سایر شاخص های حساسیت اضطرابی بیشترین پیشرفت را داشت.
بحث و نتیجه ‌گیری:
نتایج ما حاکی از آن بود که فرد محور بودن مداخله، راه کار نوید بخشی برای افزایش استفاده از مداخلات غیر دارویی در حساسیت اضطرابی می باشد. به نظر می رسد ترس از نشانه های قلبی-تنفسی یکی از اصلی ترین علل بی رغبتی در مشارکت ورزشی بین دانشجویان دچار حساسیت اضطرابی بود. نتایج به وضوح نشان داد طراحی برنامه فرد-محور روشی مؤثر در کاهش نشانه های فیزیولوژیکی مربوط است. بنابراین شدت و مدت بهینه در تمرینات هوازی برای ترغیب دانشجویان دچار حساسیت اضطرابی جهت شرکت در تمرینات ضروری می باشد. برطبق نتایج پیشنهاد می گردد برای پرهیز از افزایش غیر قابل تحمل ضربان قلب در دانشجویان دچار حساسیت اضطرابی در طول تمرین، برنامه های آمادگی هوازی به صورت تطبیقی طراحی شود.
کلیدواژه ها